سنگ اشتیاق!
آمدی،شوقي هراسناك
ولوله درشهر افكند
سر و گوش خانه ها جنبيدن گرفت
و
رقصان به پيشبازت آمدند
پيش قدم هاي پرطنينت
سجده كرد،
تمام دنياي من
سنگ اشتاق،دستم را،پايم را ،سرم را...
چه جانها كه قرباني قدمت شدند!
چه هنگامه برانگيز است آمدنت،
اي زلزله جان!؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 9:17 توسط علیرضا صائب
|