ای خدای مهربان و نازنین
شعله زارعشق های آتشین
ای که شاخ قوچ را خم کرده ای
شوهر حوا هم آدم کرده ای
مردم ایران هوادار تو اند
گرچه گهگاهی طلبکار تو اند
مردهاشان اهل کارند و تلاش
دستشان از کار سنگین قاش قاش
آه اما پیرمردان خسته اند،
خانه ي توليدشان را بسته اند
گر چه مشغولند ابر وماه و باد،
وقت ما تنگ است و كار ما زياد
كشور ما هست محتاج پسر
زودتر اين كودكان را كن پدر
كاسه هامان را به قد حوض كن!
دوغ را هم خاصيت چون موز كن!
چون شود محكم سه نقطك هاي ما،
مي شود پر ،مهد كودك هاي ما
نيست نه ماه شكم پر حق زن
چند ماهي از كنار آن بزن
چشم دولت ميخ بر اين قلك است
هفته اي يك جمعه خيلي اندك است
سينه ي ما جايگاه آه نيست
درد ما كمبود زايشگاه نيست
ما همه كار مضاعف مي كنيم
كوچه ها راهم مسقف مي كنيم
كوچه زايشگاه زن ها مي شود
باغ رحمت روي ما وا مي شود
ده نشان هركس كه با يك تير زد
پاي دشمن را غل و زنجير زد!
پس بيا اي دولت محبوب ما
شاد فرما چهره ي مجذوب ما
چون كه باشد آتش ما تيز تيز،
جمعه ها را بيشتر كن اي عزيز!